خاطرات سفر به .....
امشب با این آهنگ حال کردم.

خواننده : سالار عقیلی پیانو :حریر شریعت زاده ، تصنیف ابوعطا

...........................................................................................................................................

ای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدار
گو به اون بی وفا یار ، حال این عاشق زار

ای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدار
گو به اون بی وفا یار ، حال این عاشق زار

گو به هر کوی و برزن ، پیش هر مرد و هر زن
بگذرم چون به زاری همچو ابر بهاری
از دو چشم گهربار ، در فشانم صدف وار

ماه نو چو بر چشم مردم نیاید ، هر کسش به انگشت خود می نماید
ماه نو چو بر چشم مردم نیاید ، هر کسش به انگشت خود می نماید
در غم تو از بس که زار و نزارم ، با هلال و یک مو تفاوت ندارم
در غم تو از بس که زار و نزارم ، با هلال و یک مو تفاوت ندارم

غم بود کوه ، دل بود کاه
آتش عشق ، درد جانکاه
بس نهاده عشقت به دوش دلم بار ، ترسم از غمت جون سپارم به یک بار
بس نهاده عشقت به دوش دلم بار ، ترسم از غمت جون سپارم به یک بار

ای گل نشستن با خسان ، پیوسته ات گر خوست
ای گل نشستن با خسان ، پیوسته ات گر خوست
روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست
روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست

با غیر اگر که آشنا ، از چه به من یار است
سالک به من گر بی وفا ، از چه به اغیار است
بس بس حکایت از تو ناگفتن همین بهتر
رو رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست
رو رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست

بشنوید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 20:18  توسط قاسم و ندا |